سيد حسن آصف آگاه

108

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

هم شكند و اينان از آن پس درنظر آدميان آشكار نباشند و زندگى مخفيانه را آغاز كنند ) . 9 . آن‌كه سيمين است ، پادشاهى اردشير ، پادشاه كيانى است . 10 . آن‌كه پولادين است ، پادشاهى انوشروان خسرو قبادان ( - خسرو پسر قباد ) است . 11 . و آن آهن برآميخته ، اى زردشت سپيتمان ! پادشاهى بد ديوان گشاده موى 4 خشم تخمه ( - ازنژاد ديو خشم ) است [ در ] هنگامى كه سدهء دهم تو سر بود . ( - به پايان رسد ) 5 2 1 . در زند بهمن يسن ، خرداد يسن ، اشتاد يسن 6 پيداست كه يك‌بار گجسته ( - ملعون ) مزدك بامدادان ، 7 دشمن دين ، [ براى ] دشمن كردن ايشان ( مردمان ) با دين ايزدان ، به پيدايى آمد . 2 . آن انوشروان خسرو قبادان ، خسرو پسر ماهونداد ، نيوشاپور پسر دادار اورمزد ، دستور آذربايجان و آذرفرنبغ بىدروغ و آذرباد ، آذرمهر و بخت آفريد را به پيش خواست . 8 3 . و از ايشان پيمان خواست كه : « اين يسن‌ها را پنهان مداريد ، جز به پيوند خويش زند مياموزيد » . 4 . ايشان در آن‌باره با خسرو پيمان كردند . 3 1 . در زند بهمن يسن پيداست 9 كه : زردشت ديگربار از اورمزد بىمرگى خواست ، 2 . و گفت كه : « زردشتم اى دادار ! ميان اين آفريدگان تو ، پرهيزگارتر و كارى ترم ، اگر مرا بىمرگ كنى ، چون « ون جد بيش » ، « گوبدشاه » و « يوشت فريان » و « چهروميان گشتاسپان » ، كه پشوتن بامى است ، 10 كه اگر مرا چون ايشان بىمرگ كنى [ مردم ] به دين تو بهتر گروند [ گويند ] كه آن دين‌بردار ( - زردشت ) كه بهدين مزديسنان از اورمزد پذيرفت ، بىمرگ شد ، و مردمان ديگر به دين تو بهتر گروند » . 3 . اورمزد گفت كه : « اى زردشت سپيتمان ! اگر تو را بىمرگ كنم ، آن‌گاه « تور برادروش » كرب 11 بىمرگ شود و اگر تور برادروش كرب بىمرگ شود ، رستاخيز تن پسين كردن نشايد . 4 . شايد كه زردشت را در انديشه ( - به نظر ) دشوار آمد . 5 . اورمزد با خرد همه آگاهى دانست كه زردشت سپيتمان ستوده فروهر ، چه انديشد . 6 . دست زردشت را فراز گرفت و اورمزد پاك ، مينوى افزونى ، دادار جهان مادى ، خرد همه آگاهى را به پيكر آب ( - به شكل آب ) بر دست زردشت كرد و او را گفت كه : « از آن بخور ! » . 7 . زردشت از آن بخورد و خرد همه آگاهى از او ( - اورمزد ) به زردشت اندر آميخت . 8 . هفت شبانروز زردشت در خرد اورمزدى بود . 9 . و زردشت مردمان و گوسپندان را در هفت كشور زمين بديد كه هريك را چند موى بر پشت